

سال نو ، از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد وقلب من نیایش می
کند: خدایا! مرا متبرک کن تا هر روز که در راه رسیدن به «تو» گام
بر میدارم با تحسین و حیرت زیبائی را بجویم که همانا سرشت
«تو»ست. خدایا مرا برکت آن بخش که هر روز وظیفه خویش را
به انجام برسانم به برادران و خواهرانم یاری برسانم تا بار خود را
در فراز و نشیب زندگی بر دوش کشند. و هر روز نیایش کنم: در
آفتاب و باران بادا که خواست «تو» تحقق پذیرد. آمین.
...
زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین
قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه
هایی کن که پایت را خراشیدند
...
اگراز پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر
بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای
مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هست
که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی
...
روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال
کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری
پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود،
به همـین خاطـر هـیزم شـکن تصمـیم گرفـت نهایت
سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد.
رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که
باید در آن مشـغول می شـد راهنـمایی کرد. روز اول
هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق
کرد و گفت همین طور به کارش ادامـه دهد. تشـویق
رئیـس انگـیزه بیشـتری در هـیزم شـکن ایـجاد کـرد و
تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست
15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش
کرد ولی فقـط 10 درخـت را قطع کرد. هـر روز که می
گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کـرد کمتر و
کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش
کـم شـده است. پیش رئیـس رفـت و پـس از مـعذرت
خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی
آورد. رئیس پرسید:" آخرین باری که تبرت را تیز کـردی
کی بود؟" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصـتـی
برای تیـز کـردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صـرف قطع
کردن درختان می کردم!" شما چطور؟ آخرین باری که
تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟
...
دریچه قلبت را رو به عشق بگشا
تا همه نیکی های عالم به سوی تو سرازیر شوند.
...
مشکلات و سـختی ها مانند جاده های
مسـدود نیسـتند، بلکه بیشتر به راه هـای پرپیچ
می مانند. مطمئناً مشـکل مانع در راه نیسـت، بلکه در
حـقیـقت تـخته سنگی اسـت که با بالا رفـتن از آن زندگی
بهتر، با شکوه تر و پرنور تر می شود. خیلی وقت ها مشکل
در حـقیـقت هـمان دری اسـت که خدا از آن وارد زندگی ما
می شود. ما خود را در پوسته ای سخت محبوس کرده ایم
که خدا را از ما دور نگه می دارد. مشکلات این پوسته
را می شکند تا خدا به راحتی وارد زندگیمان شود.
...
اگر می خواهید خدا را بشناسید و درک کنید
باید بیشتر و بیشتر عاشق او شوید.
عشق کلید شناخت اوست.
جی پی واسوانی
...